دیزاین بسته‌بندی

ساختار Case Study پکیجینگ

برای سایت خودت من هر Case Study رو تقریباً این‌جوری می‌چینم

  1. Hero
    عکس خیلی قوی از بسته نهایی + اسم پروژه + نوع پروژه
    مثلاً Beverage Packaging Design / 6-SKU Product Line
  2. Project Overview
    در ۲–۳ پاراگراف کوتاه بگو محصول چی بوده، مخاطب کی بوده و قرار بوده چه چیزی طراحی بشه.
  3. The Challenge
    مسئله طراحی چی بوده. مثلاً ۶ طعم باید هویت مشترک داشته باشن ولی سریع از هم تشخیص داده بشن.
  4. Visual Direction
    لوگو، تایپوگرافی، Palette، تصویرسازی یا Photography و دلیل انتخاب‌ها.
  5. Packaging System
    مهم‌ترین بخش. طراحی Front/Back، Hierarchy اطلاعات، رنگ‌بندی SKUها و اینکه سیستم چطور روی طعم‌های مختلف توسعه پیدا کرده.
  6. Production & Artwork
    Dieline، Bleed، Safe Area، Barcode، CMYK/Pantone، Print-ready artwork و اگر لازم بود Finish پیشنهادی. طبیعتاً اطلاعات حساس یا فایل باز رو نمی‌ذاریم.
  7. Applications / Variations
    مثلاً شش طعم کنار هم، اندازه‌های مختلف، Packaging Adaptation یا نمای Shelf.
  8. Final Presentation
    چند Mockup خیلی قوی و نمای نزدیک از جزئیات.

طول مناسب نوشته Case Study

پورتفولیوی Packaging تصویرمحوره، نه متن‌محور. برای هر Case Study تقریباً ۵۰۰ تا ۹۰۰ کلمه انگلیسی خیلی خوبه؛ یعنی حدود ۳٬۰۰۰ تا ۶٬۰۰۰ کاراکتر متن. حتی اگر پروژه خیلی بصری باشه، ۳۵۰–۵۰۰ کلمه هم می‌تونه کافی باشه.

در عوض مثلاً ۱۰ تا ۱۵ تصویر حساب‌شده و قوی داشته باش.


SKU یعنی چی؟

Stock یعنی موجودی کالا
Keeping یعنی نگهداری یا مدیریت
Unit یعنی واحد

واحد مدیریت موجودی کالا

یعنی هر مدل مشخص و قابل‌فروش از یک محصول.

مثلاً اگر یه آبمیوه داری با ۶ طعم مختلف، هر طعم یک SKU جدا حساب می‌شه.
یا اگر همون طعم دو سایز ۲۵۰ و ۵۰۰ میلی‌لیتری داشته باشه، هر سایز هم SKU جداست.

پس وقتی می‌گیم Packaging System برای چند SKU یعنی طراحی‌ای که بشه روی چند نسخه مختلف محصول اجراش کرد، بدون اینکه هویت کلی برند به‌هم بخوره.

SKU اصلاً اصطلاح طراحی نیست، اصطلاح فروش و انبارداریه. ولی توی پکیجینگ زیاد استفاده می‌شه چون هر نسخه قابل‌فروش از محصول یک SKU حساب می‌شه. مثلاً آبمیوه پرتقال، سیب، انبه، هلو، هرکدوم یک SKU جدا هستن.


اصطلاحات پکیج دیزاین

  • Dieline یعنی نقشه بازشده بسته‌بندی که محل برش، تا و چسب رو مشخص می‌کنه.
  • Die Cut / Cut Line خطی که بسته از روی اون برش می‌خوره.
  • Fold / Crease / Score Line خط تا یا خطی که برای تا شدن آماده شده.
  • Glue Flap زبانه‌ای که موقع مونتاژ بسته چسب می‌خوره.
  • Bleed ادامه دادن طرح بیرون از خط برش، برای اینکه بعد از برش لبه سفید ایجاد نشه.
  • Safe Area محدوده امنی که متن و اطلاعات مهم نباید ازش بیرون برن.
  • Trim Size اندازه نهایی کار بعد از برش.
  • CMYK چهار رنگ اصلی چاپ.
  • Spot Color رنگی که به‌صورت جوهر جداگانه چاپ می‌شه، نه ترکیب CMYK.
  • Pantone / PMS سیستم استاندارد Spot Color که قبلاً یاد گرفتی.
  • Color Separation جداکردن رنگ‌ها برای ساخت پلیت‌های چاپ.
    (از وظایف چاپخانه است)
  • Overprint چاپ یک رنگ روی رنگ زیرین، بدون خالی کردن فضای زیرش.
  • Knockout برعکس Overprint؛ رنگ زیرین از اون قسمت حذف می‌شه.
  • Trapping مقدار خیلی کمی هم‌پوشانی بین رنگ‌ها برای جلوگیری از ایجاد خط سفید هنگام خطای رجیستر چاپ.
  • Rich Black مشکی‌ای که علاوه بر K از CMY هم استفاده می‌کنه تا عمیق‌تر دیده بشه. معمولاً برای متن ریز مناسب نیست. (مثلاً داخلش علاوه بر K، کمی C هم هست)
  • Registration هم‌راستایی دقیق رنگ‌های مختلف چاپ. (مثلا تو چاپ آفست، اینکه رنگ‌های CMY منطبق روی هم، سر جای درست بیافتن.
  • Prepress همه کارهایی که قبل از فرستادن فایل به چاپ انجام می‌شن.
  • Print-Ready Artwork فایل نهایی آماده چاپ.
  • Proof نمونه‌ای برای بررسی رنگ، متن و چیدمان قبل از چاپ نهایی.
  • Substrate متریالی که روی اون چاپ می‌شه؛ مثل مقوا، پلاستیک، فیلم، فلز و غیره.
  • Lamination روکش مات یا براق روی بسته.
  • Spot UV براق کردن فقط بخش مشخصی از طرح.
  • Foil / Foil Stamping چاپ فویل طلایی، نقره‌ای و غیره.
  • Emboss / Deboss برجسته یا فرورفته کردن بخشی از بسته.
  • White Ink جوهر سفید، مخصوصاً روی متریال شفاف یا تیره.
  • Barcode Quiet Zone فضای خالی اطراف بارکد که برای اسکن درست لازمه.
  • Adaptation / Versioning تطبیق یک طراحی اصلی برای طعم‌ها، سایزها، زبان‌ها یا SKUهای مختلف.
  • Primary / Secondary Packaging بسته‌ای که مستقیماً محصول داخلشه در مقابل بسته بیرونی مثل جعبه چندتایی.
  • Mockup نمایش شبیه‌سازی‌شده طرح روی بسته واقعی.
  • Packaging Artwork بخش اجرایی و فنی طراحی بسته؛ یعنی تبدیل طرح به فایل واقعی قابل تولید.

PMS مخفف Pantone Matching System هست.
یعنی «سیستم تطبیق رنگ پنتون»

خود Pantone اسم شرکت و سیستم رنگه، و PMS اسم کامل اون سیستم استاندارد رنگیه. مثلاً وقتی می‌گن:
PMS 186 C
یعنی رنگ شماره 186 از سیستم Pantone Matching System، برای کاغذ Coated.

مثلاً

Pantone 186 C
نسخه Coated

Pantone 186 U
نسخه Uncoated


Foil Stamping

مثلاً همین عکس، نوشته FOIL و لوگوش قراره طلایی بشه. تو فایل اصلی طراحی رو کامل داری، بعد شکل دقیق همون قسمت‌هایی که باید طلاکوب بشن رو به‌صورت وکتور تک‌رنگ روی لایه‌ای مثلاً با اسم GOLD FOIL قرار می‌دی. رنگی که روی مانیتور برای این لایه می‌بینی مهم نیست؛ می‌تونی مثلاً 100٪ Magenta بذاری. معنی‌اش برای چاپخانه اینه که هر جا این Spot Color وجود داره، فویل طلایی بخوره. چاپخانه از همین شکل برای ساخت کلیشه/Die استفاده می‌کنه و فویل رو دقیقاً در همون محل روی بسته پرس می‌کنه.

Emboss / Deboss هم تقریباً همین منطق رو داره. یک وکتور تک‌رنگ جدا می‌دی و مثلاً اسم Spot Color رو EMBOSS می‌ذاری. چاپخانه می‌فهمه هرجا این شکل وجود داره باید برجسته بشه. برای Deboss هم مثلاً DEBOSS. این‌ها قرار نیست واقعاً با اون رنگ چاپ بشن؛ فقط نقشه اجرای عملیات تکمیلی هستن.

CMYK Artwork ← طراحی اصلی
GOLD FOIL ← نقاط طلاکوب
EMBOSS ← نقاط برجسته
DIELINE ← خطوط ساخت بسته

این لایه‌ها باید دقیقاً روی محل موردنظر در طراحی منطبق باشن. مثلاً اگر اسم برند طلایی و برجسته است، شکل وکتوری FOIL و EMBOSS دقیقاً روی همون حروف قرار می‌گیرن.


استفاده از Dieline برای دیزاین بسته‌بندی

برای طراحی گرافیک روی بسته‌بندی معمولاً اصلاً لازم نیست اول بری تو Maya خودِ جعبه رو از صفر مدل کنی. دایلاین دوبعدی آماده رو می‌گیری، تو Illustrator طرح رو دقیق روی پنل‌ها می‌چینی، بعد هم برای ارائه می‌بری روی Mockup یا 3D Preview.

خیلی از شرکت‌ها و پلتفرم‌های پکیجینگ دایلاین رایگان می‌ذارن، یا برای دانلود مستقیم، یا با ژنراتور که ابعاد رو خودت می‌دی و فایل می‌گیری. مثلاً Pacdora هم برای pizza box dieline صفحه مستقیم داره، هم می‌گه می‌تونی ابعاد رو عوض کنی و فایل AI / PDF / DXF بگیری.

بنابراین به جای دیزاین سه بعدی باکس پیتزا و … تو مایا، میتونیم راحت Dieline باکس پیتزا رو دانلود کنیم و دیزاین رو مطابق برش‌های اون اجرا کنیم. فقط یک نکته مهم دارد، بعضی دایلاین‌ها عمومی و تمرینی‌اند، بعضی‌ها هم واقعاً نزدیک به تولید هستند.


Color Separation

Color Separation یعنی طرح نهایی برای چاپ به رنگ‌های چاپی جدا تفکیک بشه. مثلاً اگر کار CMYK باشه، اطلاعات تصویر به چهار کانال Cyan، Magenta، Yellow و Black تقسیم می‌شه و چاپخانه هرکدوم رو با پلیت یا واحد چاپ جدا چاپ می‌کنه تا روی هم تصویر نهایی ساخته بشه. این بخش، وظیفه چاپخانه است.


Proof یعنی چی

Proof یعنی نمونه آزمایشی قبل از چاپ اصلی. یعنی قبل از اینکه مثلاً ۲۰هزار تا جعبه چاپ بشه، یک نسخه یا شبیه‌سازی از کار می‌گیرن تا ببینن رنگ‌ها، متن‌ها، بارکد، جای عناصر و کل چیدمان درست هست یا نه. اگر ایرادی باشه، همین‌جا اصلاح می‌شه، نه بعد از اینکه کل تیراژ چاپ شد.

مثلاً تو یک جعبه آبمیوه طراحی کردی. فایل رو می‌فرستی چاپخانه. چاپخانه ممکنه اول یک Proof بده که ببینی آیا سبز برندت درست دیده می‌شه، متن ریز خواناست، عکس میوه زیادی تیره نشده، بارکد مشکلی نداره و عناصر از خط برش دور هستن یا نه.


The packaging is in press
یعنی بسته‌بندی رفته برای چاپ / در مرحله چاپه.


Trim Size

Trim Size یعنی اندازه نهاییِ واقعی محصول بعد از اینکه برش انجام شد.

مثلاً فرض کن یه لیبل طراحی کردی که اندازه نهایی‌اش باید 100×150 میلی‌متر باشه. این 100×150 می‌شه Trim Size. ولی برای چاپ، طرح رو معمولاً یه مقدار بزرگ‌تر می‌سازی، مثلاً با 3 میلی‌متر Bleed از هر طرف. یعنی فایل طراحی شاید 106×156 باشه، ولی بعد از برش، محصول نهایی دوباره همون 100×150 درمیاد.

پس خیلی خلاصه

Bleed = اضافه دور کار برای اطمینان از برش
Trim Size = اندازه‌ای که بعد از بریدن باقی می‌مونه و دست مشتری می‌رسه


اگر Trim Size = 150 × 100 mm باشه و Bleed = 3 mm از هر طرف، فایل با Bleed می‌شه:

156 × 106 mm

طرح، بک‌گراند، عکس، خط و هر چیزی که تا لبه می‌رسه باید داخل Bleed هم ادامه پیدا کنه.

اما روی خود خط 150×100 نباید Border یا خط نیم‌پیکسلی بکشی.
اون خط اگر چاپ بشه فاجعه می‌شه. چاپخانه خودش محل برش رو از Trim/Crop Marks یا Dieline می‌فهمه.

برای Packaging که Dieline داری، خود Cut Line روی یک Layer جداست و دقیقاً محل برش رو مشخص می‌کنه. بنابراین به کشیدن Border جداگانه‌ای نیاز نیست.

فایل نهایی معمولاً این منطق رو داره که Dieline روی یک لایه جدا باشه و Artwork روی لایه یا لایه‌های جدا. چاپخانه با دیدن Dieline می‌فهمه خط برش، خط تا، Glue Flap و بقیه نواحی کجان، ولی خود این خطوط قرار نیست جزو طرح نهایی چاپ‌شده باشن.

یعنی مثلاً تو Illustrator می‌تونی لایه‌ها رو این‌جوری داشته باشی:

DIELINE
ARTWORK
FOIL / EMBOSS
NOTES


Preflight Checklist یعنی چی

Preflight Checklist یعنی چک نهایی فایل قبل از تحویل به چاپخانه.

اسمش هم از Preflight هواپیما میاد؛ قبل از پرواز همه‌چی رو چک می‌کنن که وسط کار گند نخوره. اینجا هم قبل از اینکه فایل بره چاپ، یک دور فنی بررسی می‌کنی که مثلاً RGB تو فایل نمونده باشه، Bleed درست باشه، فونت گم نشده باشه، عکس کم‌کیفیت نباشه، Dieline روی لایه جدا باشه، Spot Color اضافی نداشته باشی و Overprint اشتباهی فعال نشده باشه.

چون خیلی از این خطاها روی مانیتور اصلاً معلوم نیستن، ولی وقتی ۱۰ هزار تا جعبه چاپ شد تازه می‌بینی نوشته ناپدید شده یا لبه سفید افتاده.

یه Preflight Checklist ساده برای Packaging می‌تونه اینا باشه

  • سند روی CMYK تنظیم شده
  • RGB ناخواسته داخل فایل نیست
  • Pantone و Spot Colorها فقط همون‌هایی هستن که واقعاً لازم داریم
  • Bleed کامل وجود داره
  • متن و لوگوی مهم داخل Safe Area هستن
  • Dieline روی لایه جداست و وارد Artwork نشده
  • Cut / Fold / Glue Lineها درست مشخص شدن
  • تصاویر رزولوشن کافی دارن
  • فونت‌ها Embed یا Outline شدن، بسته به چیزی که چاپخانه خواسته
  • Overprintها بررسی شدن
  • Black متن‌های ریز فقط K100 هست و Rich Black اشتباهی استفاده نشده
  • Foil / Emboss / Spot UV روی Spot Color یا Layer جدا هستن
  • Barcode اندازه و Quiet Zone درست داره
  • متن‌ها، وزن محصول، تاریخ‌ها و اطلاعات قانونی دوباره چک شدن
  • PDF نهایی با تنظیمات خود چاپخانه خروجی گرفته شده

Preflight آخرین مرحله نجات فایل قبل از چاپه. خیلی وقت‌ها طراحی کاملاً خوبه، ولی اگر Preflight انجام نشه، یک اشتباه فنی کوچیک می‌تونه کل چاپ رو خراب کنه.


GS1 / Barcode Specifications یعنی چی

GS1 اسم یک سازمان بین‌المللیه که استانداردهای بارکد و شناسایی محصول رو تعریف می‌کنه. یعنی وقتی روی یه بسته بارکد می‌ذاری، قرار نیست فقط یه سری خط سیاه خوشگل باشه. اون بارکد باید طبق استانداردی ساخته بشه که دستگاه‌های فروشگاهی، انبار و لجستیک بتونن درست بخوننش. معمولاً عددی که پشت بارکد هست GTIN ـه و شکل بصریش ممکنه مثلاً EAN-13 یا UPC-A باشه.

برای ما به‌عنوان Packaging Designer مهمه که بارکد رو خراب نکنیم. یعنی ابعادش رو بی‌قاعده نکشیم و له نکنیم، Quiet Zone دو طرفش رو خالی نگه داریم، کنتراست کافی داشته باشه، روی خط تا یا لبه بسته نیفته، روی سطح خیلی خمیده یا ناهموار قرار نگیره و رنگش جوری نباشه که اسکنر نتونه بخونتش. مثلاً بارکد مشکی روی زمینه سفید یا خیلی روشن معمولاً امنه؛ ولی قرمز، نارنجی یا رنگ‌های خیلی روشن برای خطوط بارکد می‌تونن دردسر درست کنن چون بعضی اسکنرها عملاً اون‌ها رو خوب نمی‌بینن.

یه نکته مهم اینه که شماره GTIN و خود بارکد معتبر رو معمولاً طراح از خودش نمی‌سازه. برند یا مشتری باید شماره درست رو از سیستم GS1 بگیره و به ما بده. کار ما اینه که بارکد رو درست داخل پکیج قرار بدیم و از نظر چاپی خرابش نکنیم.


Variable Data یعنی چی

Variable Data یعنی اطلاعاتی که روی همه بسته‌ها ثابت نیست و ممکنه برای هر سری تولید یا حتی هر محصول تغییر کنه. مثلاً تاریخ تولید، تاریخ انقضا، شماره بچ یا Batch Number، شماره لات یا Lot Number، سریال، کد رهگیری یا QR اختصاصی.

نکته مهم برای ما به‌عنوان دیزاینر اینه که معمولاً خود این اطلاعات رو داخل فایل نهایی ثابت نمی‌نویسیم، چون موقع تولید عوض می‌شن. ما فقط جای مشخص و امن براشون در طراحی در نظر می‌گیریم. مثلاً روی پشت جعبه یه فضای خالی تمیز می‌ذاریم و مشخص می‌کنیم EXP / LOT اینجا چاپ بشه. بعد در خط تولید با Inkjet، Laser یا دستگاه‌های صنعتی، اطلاعات واقعی هر سری روی همون قسمت چاپ می‌شن.

یعنی اگر این فضا رو بد طراحی کنیم، ممکنه تاریخ تولید بیفته روی عکس شلوغ، روی رنگ خیلی تیره، روی خط تا یا جایی که اصلاً خوانده نشه. پس Variable Data خودش جزو دیزاین ثابت نیست، ولی ما باید از قبل جاش رو درست طراحی کنیم.


Grain Direction یعنی چی

Grain Direction یعنی جهت الیاف کاغذ یا مقوا. کاغذ و مقوا از الیاف ساخته شدن و این الیاف معمولاً بیشتر در یک جهت قرار می‌گیرن، برای همین ورق در یک جهت راحت‌تر خم می‌شه و در جهت مخالف خشک‌تر و شکننده‌تر رفتار می‌کنه.

برای Packaging مهمه چون اگر خط تا خلاف جهت مناسب الیاف باشه، مخصوصاً روی مقوای ضخیم، ممکنه موقع تا زدن ترک بخوره، سفیدک بزنه، روکش بشکنه یا لبه کار زشت بشه. یعنی طراحی از نظر گرافیکی کاملاً درست بوده، ولی موقع ساخت جعبه خراب درمیاد.

به‌صورت ساده، در Folding Carton معمولاً بهتره Grain Direction با جهت اصلی تاهای بلند و ساختار جعبه هماهنگ باشه تا جعبه تمیزتر Fold بشه و فرم بهتری بگیره.

نکته مهم برای ما اینه که Grain Direction معمولاً چیزی نیست که خودت حدس بزنی. تولیدکننده یا چاپخانه باید جهت Grain رو روی Sheet یا Dieline مشخص کنه. تو فقط باید حواست باشه که این موضوع وجود داره و اگر پروژه واقعی بود، قبل از نهایی کردن ساختار بسته درباره‌اش سؤال کنی.

در یک جعبه همه Foldها نمی‌توانند هم‌جهت با Grain باشن. جهت الیاف معمولاً برای Foldهای اصلی و بلند بهینه می‌شه و Foldهای Cross-Grain با Creasing مناسب کنترل می‌شن. Cross-Grain الزاماً خراب نمی‌شه، فقط ریسک ترک و تاخوردگی ضعیف در آن بیشتره. بنابراین جهت Grain رو برای Foldهای اصلی ساختار بهینه کن؛ نه اینکه جعبه حق نداره در جهت دیگه تا بخوره.

Cross-Grain Fold معنی‌اش این نیست که «حتماً می‌ترکه». معنی‌اش اینه که ریسک ترک‌خوردگی و مقاومت در برابر تا بیشتره، مخصوصاً با مقوای ضخیم، روکش‌دار یا چاپ سنگین. Creasing درست این مشکل رو تا حد زیادی مدیریت می‌کنه.


Print Tolerance یعنی چی

Print Tolerance یعنی مقدار خطای قابل‌قبولی که در چاپ و برش ممکنه اتفاق بیفته. یعنی دستگاه چاپ و دستگاه برش همیشه صددرصد میکرونی و دقیق روی هم نمی‌افتن؛ ممکنه رنگ‌ها یه ذره جابه‌جا بشن، برش یکی دو میلی‌متر این‌ور اون‌ور بخوره یا رجیستر رنگ‌ها کمی حرکت کنه.

برای همین ما چیزهایی مثل Bleed، Safe Area، Trapping و حداقل فاصله از Cut Line داریم. چون فرض می‌کنیم تولید همیشه یه تلورانس خطا داره.

مثلاً اگر یه خط سفید خیلی باریک دقیقاً کنار لبه جعبه طراحی کنی، با یه جابه‌جایی کوچیک ممکنه نصفش بریده بشه و کار کثیف دیده بشه. یا اگر دو رنگ دقیق لب‌به‌لب باشن، با کمی Misregistration بینشون یه خط سفید زشت درمیاد.


White Underprint یعنی چی

White Underprint یعنی اول زیر بعضی قسمت‌های طرح، یک لایه جوهر سفید چاپ می‌کنن و بعد رنگ اصلی رو روی اون می‌زنن. این بیشتر روی متریال‌های شفاف، نیمه‌شفاف، متالیک یا تیره مهمه. چون اگر مثلاً روی یک لیبل شفاف مستقیم رنگ زرد یا آبی چاپ کنی، رنگ از شفافیت یا رنگ خود متریال تأثیر می‌گیره و ممکنه چرک، مرده یا کم‌جان دیده بشه. با White Underprint اول یک زمینه سفید زیرش می‌سازن، بعد رنگ اصلی روی سفید چاپ می‌شه و خیلی شبیه چیزی درمیاد که روی مانیتور انتظار داری.

به عبارتی اگه ورقی که میخوان روش چاپ کنن، در اصل رنگش مثلاً آبی یا زرد باشه (سفید نباشه)، اول یه رنگ سفید میزنن که رنگ‌های بعدی که روش میاد، درست بشینه.

مثلاً اگر روی یک بطری شفاف، لوگوی قرمز داری و White Underprint نذاری، قرمز ممکنه شفاف و ضعیف دیده بشه. ولی اگر زیر همون لوگو سفید چاپ بشه، قرمز خیلی تمیزتر و قوی‌تر درمیاد.


Reverse Type یعنی چی

Reverse Type یعنی متن روشن روی زمینه تیره.
مثلاً متن سفید روی یک بک‌گراند مشکی یا سرمه‌ای.

مشکلش اینه که اگر متن خیلی ریز یا فونت خیلی نازک باشه، توی چاپ ممکنه لبه‌های حروف خورده بشه، فضاهای داخل حروف بسته بشه یا نوشته کثیف و ناخوانا دربیاد. مخصوصاً اگر زمینه تیره با چند رنگ CMYK ساخته شده باشه و رجیستر رنگ‌ها یه ذره جابه‌جا بشه.

پس برای Reverse Type بهتره متن خیلی ریز نباشه، وزن فونت خیلی Thin نباشه و تا جای ممکن زمینه زیرش ساده و کنترل‌شده باشه. مثلاً متن سفید ۵ پوینت روی Rich Black ریسک بالایی داره؛ ولی متن سفید درشت‌تر و Bold روی یک زمینه تیره خیلی امن‌تره.

یعنی خلاصه‌اش اینه که Reverse Type خودش چیز بدی نیست، فقط متن معکوس باید کمی درشت‌تر و جان‌دارتر طراحی بشه تا تو چاپ له نشه.


Printing Methods یعنی چی

Printing Methods یعنی روش‌های مختلف چاپ. توی پکیجینگ مهمه چون هر متریال و هر تیراژی با یک روش چاپ بهتر درمیاد و محدودیت‌های خودش رو داره. مثلاً چیزی که روی جعبه مقوایی چاپ می‌کنی با چیزی که روی پاکت چیپس یا قوطی نوشیدنی چاپ می‌شه، لزوماً با یک تکنولوژی انجام نمی‌شه.

رایج‌ترین‌ها اینان

  • Offset Printing برای جعبه‌های مقوایی، کاتالوگ، لیبل‌های کاغذی و کارهایی که کیفیت تصویر و رنگ خیلی مهمه.
  • Flexographic Printing / Flexo خیلی رایج در پکیجینگ. برای فیلم پلاستیکی، پاکت چیپس، لیبل، کارتن و بسته‌بندی‌های رول‌شونده استفاده می‌شه. سرعتش بالاست و برای تیراژ بالا خوبه.
  • Gravure Printing برای تیراژ خیلی بالا و چاپ روی لفاف‌ها و فیلم‌های پلاستیکی انعطاف‌پذیر غذایی استفاده می‌شه. کیفیتش خیلی خوبه ولی آماده‌سازی سیلندرها گرونه. مثلاً پاکت چیپس رو اگر باز کنی، همون ورق نازک براق و انعطاف‌پذیر خودش یه نوع Film هست. بعضی‌ها هم متالایز هستن و داخلشون نقره‌ای دیده می‌شه. تلفظ میشه: گِرَویور پرینتینگ.
  • Digital Printing بدون پلیت و کلیشه چاپ می‌کنه. برای تیراژ پایین، نمونه اولیه، Personalization و کارهایی که سریع باید آماده بشن عالیه، ولی در تیراژ خیلی بالا معمولاً از روش‌های صنعتی دیگه گرون‌تر درمیاد.
  • Screen Printing برای چاپ روی بعضی بطری‌ها، ظروف، سطوح خاص یا جاهایی که می‌خوای لایه رنگ ضخیم‌تر و خاص داشته باشی استفاده می‌شه.

فیلم پلاستیکی داخل نقره‌ای
silver inside flexible packaging film


Screen Printing
فارسیش معمولاً می‌گن چاپ سیلک‌اسکرین یا کوتاه‌تر چاپ سیلک.

جوهر با یه کاردک یا Squeegee از روی توری رد می‌شه و فقط از قسمت‌هایی که بازه روی سطح می‌شینه.

برای چاپ مستقیم روی بعضی بطری‌ها، شیشه‌ها، لیوان‌ها، قوطی‌ها، ظروف پلاستیکی یا بسته‌های سخت استفاده می‌شه. مثلاً لوگوی سفید روی بطری شیشه‌ای نوشیدنی یا نوشته روی جار سس می‌تونه با Screen Printing زده بشه.

مزیتش اینه که می‌تونه رنگ ضخیم و خیلی پوشاننده بده، مخصوصاً سفید روی شیشه یا سطح تیره. ولی برای بسته‌های رول‌شونده مثل پاکت چیپس و لفاف مواد غذایی، معمولاً Flexo یا Gravure رایج‌ترن چون خیلی سریع‌تر و مناسب تیراژ بالا هستن.


Minimum Line / Minimum Type Size یعنی چی

یعنی هر روش چاپ و هر چاپخانه یه حداقل ضخامت برای خط‌ها و یه حداقل اندازه برای نوشته‌ها داره که پایین‌تر از اون، دیگه چاپ تمیز و قابل‌اعتماد نیست.

مثلاً تو مانیتور ممکنه یه خط خیلی نازک فوق‌العاده شیک دیده بشه، ولی موقع چاپ یا کلاً محو بشه، یا تکه‌تکه دربیاد، یا ضخامتش یکدست نباشه. برای متن هم همین‌طوره. مثلاً فونت خیلی ریز و Thin ممکنه روی صفحه خوب دیده بشه، ولی روی بسته واقعی حروفش پر بشه، لبه‌ها بخوره یا خوانایی افتضاح بشه.

پس چاپخانه ممکنه بگه مثلاً Line کمتر از 0.25 pt نذار یا Type کمتر از 6 pt نذار.
این اعداد ثابت جهانی نیستن و به روش چاپ، جنس متریال، نوع مرکب و خود چاپخانه بستگی دارن.

برای ما نتیجه‌اش اینه که قبل از تحویل فایل باید مطمئن بشیم خطوط خیلی نازک و نوشته‌های خیلی ریز نداریم. مخصوصاً اگر Reverse Type باشن یا با چند رنگ CMYK ساخته شده باشن، چون ریسک خراب شدنشون بیشتره.


TAC / Total Ink Coverage یعنی چی

TAC یعنی مجموع درصد جوهرهای CMYK که روی یک نقطه از کاغذ می‌ریزه.
مثلاً اگر یه قسمت از طرحت این باشه:

C 80%
M 70%
Y 70%
K 100%

مجموعش می‌شه 320% TAC

مشکل اینجاست که هرچی این عدد بالاتر بره، مرکب بیشتری روی هم میاد. اگه از حدی که چاپخانه یا متریال تحمل می‌کنه بیشتر بشه، چاپ ممکنه خیلی خیس، چرک، دیرخشک، لک‌دار یا بدجمع بشه. یا روی بعضی متریال‌ها حتی ممکنه رنگ درست ننشینه.

پس برای ما به‌عنوان دیزاینر مهمه که مخصوصاً توی رنگ‌های خیلی تیره و Rich Black، بی‌دلیل همه CMYK رو تا ته نبریم بالا. مثلاً این‌که برای مشکی بزنیم 100C + 100M + 100Y + 100K = 400% معمولاً کار خطرناکیه.

عدد مجاز TAC ثابت نیست.
بسته به چاپ، کاغذ، پوشش و چاپخانه فرق می‌کنه. مثلاً ممکنه چاپخانه بگه حداکثر 300% یا 320%.


Flute یعنی چی

Flute یعنی همون لایه موج‌دار وسط کارتن‌های Corrugated.
اگر یه کارتن رو از لبه نگاه کنی، معمولاً می‌بینی دو تا لایه صاف داره و وسطش یه لایه کاغذی موج‌دار هست؛ همون موج‌ها می‌شن Flute.

اندازه و فاصله این موج‌ها مشخص می‌کنه کارتن چقدر ضخیم، محکم، ضربه‌گیر و قابل‌چاپ باشه. مثلاً B-Flute نسبتاً ضخیم و مقاومه و برای کارتن حمل و خیلی از Pizza Boxها مناسبه. E-Flute نازک‌تر و ظریف‌تره، سطح صاف‌تری داره و برای جعبه‌هایی که ظاهر و چاپ تمیزتر مهمه خیلی استفاده می‌شه. F-Flute از E هم ظریف‌تره.

برای ما به‌عنوان دیزاینر اهمیتش اینه که Flute روی ضخامت واقعی بسته، کیفیت چاپ، خط تا و حتی اندازه دایلاین اثر می‌ذاره. یعنی نمی‌تونی یه Dieline رو برای مقوای معمولی بسازی و بعد بدون بررسی همون رو روی Corrugated ضخیم اجرا کنی؛ ضخامت متریال باعث می‌شه محل Foldها و اندازه پنل‌ها فرق کنه.


Bleed چیه؟

خط سیاه = Trim Line / Cut Line
یعنی جایی که تیغ میاد و کار نهایی از همون‌جا بریده می‌شه.

فضای بیرون خط سیاه = Bleed
یعنی تصویر باید از خط سیاه رد بشه و مثلاً ۳ میلی‌متر دیگه به بیرون ادامه پیدا کنه. این قسمت بعداً دور ریخته می‌شه و فقط برای اینه که اگر برش نیم‌میلی‌متر جابه‌جا شد، سفیدی نزنه.

خط سبز داخل = Safe Area
یعنی از Trim Line چند میلی‌متر به داخل میای و می‌گی لوگو، متن، بارکد و چیز مهم رو از این خط بیرون نذار.